گردش آخرهفته
چهارشنبه غروب با بابایی اول رفتیم خرید و برای شماپسرگلم کلی خرید کردیم، که انشااله به سلامتی استفاده کنی. مبارکت باشه باقلوای مامان برای شام و عرض تبریک به مناسبت روز مادر رفتیم خونه عزیز(مامان بابامجتبی)که به شما کلی خوش گذشت و بازی کردی پنجشنبه شب هم دوباره برای عرض تبریک رفتیم خونه حاجی مامان (مامانه مامان زینب )که شما خیلی شیطنت و بازی کردی البته همه دایی ها باخانواده شون و خاله فاطمه و خانوادش هم بودن . شما هم یه جوجه خریدی. جوجه بیچاره ... نمیدونه چه آینده ایی داره ازدسته تو مثلا عکس زیر رو مشاهده کنید مامانی گلم رحم و مروتت کجاست؟؟؟ به خاطر این کارات جوجه رو انداختم رو تراس در روهم بستم که شما افکار پلیدی ن...
نویسنده :
مامانی
15:29







