معراجمعراج، تا این لحظه: 15 سال و 6 ماه و 21 روز سن داره

وبلاگ شخصي سيد معراج حسيني

کودکی غنچه ای از رود صداقت به صفای آب است

     رسول گرامی اسلام (ص) می فرماید: " به کودکان خود محبت کنید و نسبت به آنها ترحم نمایید. وقتی به آنها وعده دادید، وفا کنید زیرا آنها جز اینکه شما را روزی دهنده خود می بینند تصور دیگری ندارند.   کاش کودک بودم تا بزرگترین شیطنت زندگی ام نقاشی روی دیوار بود، ای کاش کودک بودم تا از ته دل می خندیدم نه اینکه مجبور باشم همواره تبسمی تلخ بر لب داشته باشم ، ای کاش کودک بودم تا در اوج ناراحتی و درد با یک بوسه همه چیز را فراموش می کردم روز كودك مبارك   نیازمندیهای روحی 1- انتخاب نام زیبا : نخستین احسان و نیکی پدر به کودک انتخاب نام زیبا و خوشایند برای اوست و این از حقوق لازم کودکان می ب...
16 مهر 1392

این روزها

  پسر ناز خوشگلم همیشه زباله ها رو به تنهایی میبره می اندازه داخل سطل زباله   روز قبل از شیرینی خوران پیمان (پسردایی بابا) معراج گفت : موهامو درست کن ببینم روز عروسی چه شکلی میشم ؟؟   میگه : مامانی روز عروسی با نقاب میکی ظاهر بشم ؟؟؟   خاطرات معراج و آیدا برمیگرده به روز های ماه رمضان که مامان بزرگ بابایی فوت کرده بود . اون روزها معراج و آیدا همدیگه رو بیشتر میدیدن. معراج میگه : من به آیدا حساسم... قبل از رفتن به مراسم نامزدی پیمان معراج همش میگفت : آیدا لباس عروس میپوشه ؟؟؟ لباس عروس بزرگ میپوشه؟؟؟؟   و اما سلاله ..... سلاله دختر عمه معراج که نزدیک دوماه دنیا ...
16 مهر 1392

مخملکم مریض شده بود

معراج جونم عزیز دل مامانی چند روز پیش حالت خوب نبود ، خیلی بد حال بودی جوری که 6 بار رفتیم دکتر .دل درد شدید و گلاب به رو تون تهو داشتی . طی همین چند روز کلی آزمایش دادی که خدارو شکر چیزی نبود فقط آزمایش خونت نشون داد که کمی کم خون هستی . وقتی که دل درد گرفتی کلی گریه کردی و مامانی گفتم میبرمت دکتر خوب میشی . وقتی از دکتر اومدیم گفتی : دیدی رفتم دکتر ولی باز خوب نشدم؟؟؟؟   به من گفتی : میبینی من مریضم برام رختخواب پهن کن... روز بعد که میخواستم جمع کنم گفتی : من هنوز خوب نشدم جمعش نکن الهی فدات شم سه روز بی حس افتاده بودی خونه و اصلا سرو صدا نمیکردی ، شیطونی نمیکردی خونمون سوت و کور شده بود .عزیز ...
16 مهر 1392

همکلاسی های من یادم کنید

اولین روز دبستان بازگرد کودکیها شاد و خندان بازگرد بازگرد ای خاطرات کودکی بر سوار اسب های چوبکی خاطرات کودکی زیبا ترند یادگاران کهن مانا ترند درسهای سال اول ساده بود آب را بابا به سارا داده بود درس پند آموز روباه و خروس روبه مکار و دزد چاپلوس کاکلی گنجشککی باهوش بود فیل نادانی برایش موش بود روز مهمانی کوکب خانم است سفره پر از بوی نان گندم است با وجود سوز و سرمای شدید ریز علی پیراهن از تن می درید تا درون نیمکت جا می شدیم ما پر از تصمیم کبرا می شدیم پاک کن هایی ز پاکی داشتیم یک تراش سرخ لاکی داشتیم کیفمان چفتی به رنگ زرد داشت دوشمان از حلقه هایش درد داشت گرمی دستانمان از آه بود برگ دف...
29 شهريور 1392

یادش بخیر آن دوران

اگر از غمهایت روزی صد بار مشتق بگیری از اضطراب هایت ریشه nام بگیری و از ترسهایت بی نهایت حد بگیری آنگاه خواهی دید که مجموع غمهایت به صفر میل میکند و lim امید در قلبت بی نهایت میشود اگر نتوانستی بر مصائب چیره شوی ، میتوانی به تعداد دلخواه از هوپیتال استفاده کنی … اگر از آنها حد گرفتی و حد آن مبهم شد ، با استفاده از هم ارزی می توان آنرا رفع ابهام کنی … اگر در اندیشه ات نسبت به مسئله کاملی ، مزاحم احساس کردی ، اندیشه ات را به جز صحیح ببر تا ناخالصی های ذهنت را ببرد و ذهنی بدون تشویش به تو تحویل دهد ! اندیشه ات را میان شادی ها قرار بده تا بنا به قضیه ی فشار روح تو نیز به شادی مطلق برسد ! اگر در جزئی از زندگی ات ن...
29 شهريور 1392

مترادفها

خودکارتو گم کنی = خودکار نداری خودکار نداشته باشی= جزوه نداری جزوه نداشته باشی = درس نمی خونی درس نخونی = پاس نمیشی پاس نشی = مدرک نمی گیری مدرک نگیری = کار گیرت نمیاد کار نداشته باشی = پول نداری پول نداشته باشی = غذا نداری غذا نداشته باش= لاغر مردنی میشی لاغر مردنی بشی = زشت میشی زشت بشی = عاشقت نمیشن عاشقت نشن = ازدواج نمیکنی ازدواج نکنی = بچه نداری بچه نداشته باشی = تنهایی تنها باشی = افسرده میشی افسرده بشی = مریض میشی مریض بشی = میمیری          پس حواست باشه خودکارتو گم نکن وگرنه میمیری …                         ...
29 شهريور 1392