عکسهایی درحوالی عیدغدیر
پسر عزیزو قشنگ و مهربونم چهارشنبه بعد از ظهر شما رفتی خونه آقاجی و مامانی و بابایی رفتیم خرید ولی چه خریدی.... نقشه کلی خرید داشتیم ولی وقتی قیمتها سه برابر شده بود ... به همین خاطر کمکی خرید کردیم و مامانی شب اومدم پیش شما و باباخوشگله تنهایی رفت خونه وما پنجشنبه رفتیم خونه باباجی(باباجون که میشه بابای مامانی)وبابامجتبی هم پنجشنبه اومد و تا جمعه غروب اونجا بودیم و برای شام دوباره رفتیم خونه آقاجون و از جمعه شب مهمان نوازی شروع شدو تا روز شنبه غروب که اونجا بودیم کلی مهمان اومد و شما هم برای همه شیرین زبونی میکردی و مهمونها از آقاجون عیدی ناقابلی که تنها ارزش معنوی داره دریافت میکردند و شما هم کلی عیدی جمع کردی خلاصه جونم بگه که ا...
نویسنده :
مامانی
16:23






