معراجمعراج، تا این لحظه: 15 سال و 6 ماه و 21 روز سن داره

وبلاگ شخصي سيد معراج حسيني

چهارشنبه سوری

سه شنبه 90.12.22 به خاطر مراسم چهارشنبه سوری اول رفتیم خونه آقاجون معراج(بابای بابامجتبی)ولی با اولین کپسولی که علیرضا(پسر عمه کبری) زد آقامعراج زد زیر گریه.ازاونجایی که شام خونه باباجون (بابای مامان زینب)دعوت بودیم زود رفتیم اونجا ولی اونجاهم گریه می کرد.خلاصه اینکه الان دوساله من چهارشنبه سوری ندارم آخه سال گذشته هم به خاطر دندون درد همش خونه بودم.ولی اشکال نداره ان شااله پسرم صحیح و سالم باشه اینا درست میشه. راستی امشب برای اولین بار معراج گفت : قاقا چند روزی هم هست که گل پسرم بای بای یادگرفته مرواریدای دهن پسرم شده 5 تا. چون دندون نیش سمت راست معراج دراومده معراج یادت گرفته نانای میکنه بعدش هم میگه: ددد(یعنی دست بزن...
15 فروردين 1391

خرید عید

چند روز پیش (مامان زینب و بابامجتبی)،قناری رو بردیم خرید.چشمتون روز بد نبینه معراج خیلی اذیت کرد. به خاطر همین زیاد نتونستیم بچرخیم .(البته فکرکنم دلش نیومد پول بابایی رو خرج کنه)   انشااله نی نی کوچولوی من هرسال با خوشی و سلامتی خرید کنه.  " آمین " ...
18 اسفند 1390

خونه تکونی

از شکلات کوچولوم ممنونم که امسال تو خونه تکونی بهم کمک کرد         کلی هم شیطونی کرد جوری که مامانی و بابایی عصبانی شدیم بعد که دید اوضاع خرابه خودشو لوس کرد . مشاهده کنید... موش موشی شد. آخه زمانی که خیلی شیطونی میکنه موش موشی میشه که دل مامانی و بابایی رو بدست بیاره ...
15 اسفند 1390

درباره معراج جون

معراجه من یادگرفته : وسایلی که تودستای کوچولوشه میاندازه زمین و بعد میگه : اه اه هر چیزی رو که میبینه میگه : چی چیه تازگیا میگه : او او اوه   ازهمه دوستانی که از وب معراج دیدن میکنند و کسانی که نظراتشونو میذارن تشکر میکنم  
15 اسفند 1390

دس دسی

امروز جمعه 90.11.28  چند روزیه که وقتی از معراج جون میپرسیم : بخاری چیه؟ میگه:جیزه اتو چیه ؟ میگه بوووووه معرا ج یادگرفته میگه ننه نننه ننننه معراج از دوشنبه دست زدن رو بطور کامل یادت گرفته. وقتی هم که دست میزنه میگه:ددددددد و منتظره که تشویقش کنیم دس دسی باباش میاد صدای کفش پاش میاد دس دسی ننش میاد با عمه و خالش میاد دس دسی داییش میادباقوری وچاییش میاد دس دسی عموش میادبا جیب پرلیموش میاد(معراج عمو نداره)   ...
28 بهمن 1390

روز برفی

  روزی که برف اومد بابا مجتبی ،معراج و مامانی رو برد بیرون که برف بازی کنیم.ولی . . . معراج جونه ما از برف میترسید . . . ...
18 بهمن 1390

دوستای معراج کوچولو

امیررضا خواهرزاده زن دایی سمیه است که با معراج دوسته و از معراج یکماه بزرگتره باران دختر دوسته مامان زینب  حضرت علی اصغر(ع) نگه دار همه بچه ها باشه ****آمین****   ...
9 بهمن 1390

آقا معراج رفته بود مهمانی

چند روز پیش مامانی و آقا معراج رفته بودیم خونه خاله محدثه(دوست مامان)یسنی خانم،دختر خاله محدثه است.   ما تنها مهمان خاله محدثه نبودیم،خاله زهرا(دوست مامانی)با دختر خانمش باران خانم هم اونجا بودن (باران لباس سبز پوشیده،یسنی لباس سفید پوشیده) یسنی حدود یکسال و نیم از معراج بزرگتره و باران حدود دو ماه از معراج کوچکتره یسنی > معراج > باران   ...
8 بهمن 1390

مهمان معراج

معراج جونه مامان امروز مهمان داشت.آقا سامیار که حدود 2 ماه از معراج کوچکتره. نینی کوچولوها تا تونستند امروز شیطونی کردن ...
29 دی 1390